مثنوی معنوی
-
بخش ۱۸ – تفسیر یا حسره علی العباد
او همی گوید که از اشکال تو غره گشتم دیر دیدم حال تو شمع مرده باده رفته دلربا غوطه خورد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۷ – تمثیل روشهای مختلف و همتهای گوناگون به اختلاف تحری متحریان در وقت نماز قبله را در وقت تاریکی و تحری غواصان در قعر بحر
همچو قومی که تحری میکنند بر خیال قبله سویی میتنند چونک کعبه رو نماید صبحگاه کشف گردد که کی گم…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶ – تمثیل لوح محفوظ و ادراک عقل هر کسی از آن لوح آنک امر و قسمت و مقدور هر روزهٔ ویست هم چون ادراک جبرئیل علیهالسلام هر روزی از لوح اعظم عقل مثال جبرئیلست و نظر او به تفکر به سوی غیبی که معهود اوست در تفکر و اندیشهٔ کیفیت معاش و بیرون شو کارهای هر روزینه مانند نظر جبرئیلست در لوح و فهم کردن او از لوح
چون ملک از لوح محفوظ آن خرد هر صباحی درس هر روزه برد بر عدم تحریرها بین بیبنان و از…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۵ – مناجات
ای خدای بینظیر ایثار کن گوش را چون حلقه دادی زین سخن گوش ما گیر و بدان مجلس کشان کز…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۴ – انکار اهل تن غذای روح را و لرزیدن ایشان بر غذای خسیس
قسم او خاکست گر دی گر بهار میر کونی خاک چون نوشی چو مار در میان چوب گوید کرم چوب…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۳ – بیان آنک نور که غذای جانست غذای جسم اولیا میشود تا او هم یار میشود روح را کی اسلم شیطانی علی یدی
گرچه آن مطعوم جانست و نظر جسم را هم زان نصیبست ای پسر گر نگشتی دیو جسم آن را اکول…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۲ – عرضه کردن مصطفی علیهالسلام شهادت را بر مهمان خویش
این سخن پایان ندارد مصطفی عرضه کرد ایمان و پذرفت آن فتی آن شهادت را که فرخ بوده است بندهای…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۱ – در بیان آنک نور خود از اندرون شخص منور بیآنک فعلی و قولی بیان کند گواهی دهد بر نور وی در بیان آنک آننور خود را از اندرون سر عارف ظاهر کند بر خلقان بیفعل عارف و بیقول عارف افزون از آنک به قول و فعل او ظاهر شود چنانک آفتاب بلند شود بانگ خروس و اعلام مذن و علامات دیگر حاجت نیاید
لیک نور سالکی کز حد گذشت نور او پر شد بیابانها و دشت شاهدیاش فارغ آمد از شهود وز تکلفها…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۰ – گواهی فعل و قول بیرونی بر ضمیر و نور اندرونی
فعل و قول آمد گواهان ضمیر زین دو بر باطن تو استدلال گیر چون ندارد سیر سرت در درون بنگر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۹ – استعانت آب از حق جل جلاله بعد از تیره شدن
ناله از باطن برآرد کای خدا آنچ دادی دادم و ماندم گدا ریختم سرمایه بر پاک و پلید ای شه…
بیشتر بخوانید »