پادشاهی یزدگرد بزهگر
-
-
بخش ۶
پدر آرزو کرد بهرام را چه بهرام خورشید خودکام را به منذر چنین گفت بهرام شیر که هرچند مانیم نزد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵
دگر هفته با لشکری سرفراز به نخچیرگه رفت با یوز و باز برابر ز کوهی یکی شیر دید کجا پشت…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴
جز از گوی و میدان نبودیش کار گهی زخم چوگان و گاهی شکار چنان بد که یک روز بیانجمن به…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۳
چو بشنید زو این سخن یزدگرد روان و خرد را برآورد گرد نگه کرد از آغاز فرجام را بدو داد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲
ز شاهیش بگذشت چون هفت سال همه موبدان زو به رنج و وبال سر سال هشتم مه فوردین که پیدا…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱
چو شد پادشا بر جهان یزدگرد سپه را ز دشت اندرآورد گرد کلاه برادر به سر بر نهاد همی بود…
بیشتر بخوانید »