فردوسی
-
بخش ۶- رشک بردن سلم بر ایرج
برآمد برین روزگار دراز زمانه به دل در همی داشت راز فریدون فرزانه شد سالخورد به باغ بهار اندر آورد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴- رفتن پسران فریدون نزد شاه یمن
سوی خانه رفتند هر سه چوباد شب آمد بخفتند پیروز و شاد چو خورشید زد عکس برآسمان پراگند بر لاژورد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵- بخش کردن فریدون جهان را بر پسران
نهفته چو بیرون کشید از نهان به سه بخش کرد آفریدون جهان یکی روم و خاور دگر ترک و چین…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۳- پاسخ دادن شاه یمن جندل را
فرستادهٔ شاه را پیش خواند فراوان سخن را به خوبی براند که من شهریار ترا کهترم به هرچ او بفرمود…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱- فریدون
فریدون چو شد بر جهان کامگار ندانست جز خویشتن شهریار به رسم کیان تاج و تخت مهی بیاراست با کاخ…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲- فرستادن فریدون جندل را به یمن
ز سالش چو یک پنجه اندر کشید سه فرزندش آمد گرامی پدید به بخت جهاندار هر سه پسر سه خسرو…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۱- داستان فریدون با کارگزار ضحاک
چوکشور ز ضحاک بودی تهی یکی مایه ور بد بسان رهی که او داشتی گنج و تخت و سرای شگفتی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۲- بند کردن فریدون ضحاک را
جهاندار ضحاک ازان گفتگوی به جوش آمد و زود بنهاد روی چو شب گردش روز پرگار زد فروزنده را مهره…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۰- دیدن فریدون دختران جمشید را
طلسمی که ضحاک سازیده بود سرش به آسمان برفرازیده بود فریدون ز بالا فرود آورید که آن جز به نام…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۹- پیروزى فریدون بر ضحاک و دست یافتن بر گنجهاى آن
چو آمد به نزدیک اروندرود فرستاد زی رودبانان درود بران رودبان گفت پیروز شاه که کشتی برافگن هم اکنون به…
بیشتر بخوانید »