فردوسی
-
بخش ۷
بیامد سوی پارس کاووس کی جهانی به شادی نوافگند پی بیاراست تخت و بگسترد داد به شادی و خوردن دل…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵
دگر روز لشکر بیاراستند درفش از دو رویه بپیراستند به هاماوران بود صد ژنده پیل یکی لشکری ساخته بر دو…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۶
فرستاده شد نزد قیصر ز شاه سواری که اندر نوردید راه بفرمود کز نامداران روم کسی کاو بنازد بران مرز…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴
یکی مرد بیدار جوینده راه فرستاد نزدیک کاووس شاه به نزدیک سالار هاماوران بشد نامداری ز کندآوران یکی نامه بنوشت…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲
ازان پس به کاووس گوینده گفت که او دختری دارد اندر نهفت که از سرو بالاش زیباترست ز مشک سیه…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۳
غمی بد دل شاه هاماوران ز هرگونهای چاره جست اندران چو یک هفته بگذشت هشتم پگاه فرستاده آمد به نزدیک…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱
ازان پس چنین کرد کاووس رای که در پادشاهی بجنبد ز جای از ایران بشد تا به توران و چین…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶
چو آگاهی آمد به کاووس شاه که تنگ اندر آمد ز دیوان سپاه بفرمود تا رستم زال زر نخستین بران…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۷
چو کاووس در شهر ایران رسید ز گرد سپه شد هوا ناپدید برآمد همی تا به خورشید جوش زن و…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۵
چو رستم ز مازندران گشت باز شه اندر زمان رزم را کرد ساز سراپرده از شهر بیرون کشید سپه را…
بیشتر بخوانید »