فردوسی
-
بخش ۲۵
سکندر بیامد دلی همچو کوه رها گشته از شاه دانش پژوه نبودش ز قیدافه چین در به روی نبرداشت هرگز…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۳
جهانجوی ده نامور برگزید ز مردان رومی چنانچون سزید که بودند یکسر همآواز اوی نگه داشتندی همه راز اوی چنین…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۱
سکندر چو بشنید از یادگیر بفرمود تا پیش او شد دبیر نوشتند پس نامهای بر حریر ز شیراوژن اسکندر شهرگیر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۲
چو اسکندر آن نامهٔ او بخواند بزد نای رویین و لشکر براند همی رفت یک ماه پویان به راه چو…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۰
چو برگشت و آمد به درگاه قصر ببخشید دینار چندی به نصر توانگر شد آنکس که درویش بود وگر خوردش…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۸
چو اسکندر آمد به نزدیک فور بدید آن سپه این سپه را ز دور خروش آمد و گرد رزم او…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۹
چو لشکر شد از خواسته بینیاز برو ناگذشته زمانی دراز به شبگیر برخاست آوای کوس هوا شد به کردار چشم…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۷
چو پاسخ به نزد سکندر رسید همانگه ز لشکر سران برگزید که باشند شایسته و پیشرو به دانش کهن گشته…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۵
ز میلاد چون باد لشکر براند به قنوج شد گنجش آنجا بماند چو آورد لشکر به نزدیک فور یکی نامه…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶
چو آن نامه برخواند فور سترگ برآشفت زان نامدار بزرگ همانگه یکی تند پاسخ نوشت به پالیز کینه درختی بکشت…
بیشتر بخوانید »