فردوسی
-
بخش ۸
چنان بد که بیماه روی اردوان نبودی شب و روز روشنروان ز دیبا نبرداشتی دوش و یال مگر چهر گلنار…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۶
یکی کاخ بود اردوان را بلند به کاخ اندرون بندهای ارجمند که گلنار بد نام آن ماهروی نگاری پر از…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵
چو آمد به نزدیکی بارگاه بگفتند با شاه زان بارخواه جوان را به مهر اردوان پیش خواند ز بابک سخنها…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۳
چو دارا به رزم اندرون کشته شد همه دوده را روز برگشته شد پسر بد مر او را یکی شادکام…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴
چو نه ماه بگذشت بر ماهچهر یکی کودک آمد چو تابنده مهر به مانندهٔ نامدار اردشیر فزاینده و فرخ و…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲
کنون ای سراینده فرتوت مرد سوی گاه اشکانیان بازگرد چه گفت اندر آن نامهٔ راستان که گوینده یاد آرد از…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴۷
الا ای برآورده چرخ بلند چه داریی به پیری مرا مستمند چو بودم جوان در برم داشتی به پیری چرا…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱
کنون پادشاه جهان را ستای به رزم و به بزم و به دانش گرای سرافراز محمود فرخندهرای کزویست نام بزرگی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴۶
ازان پس بیامد دوان مادرش فراوان بمالید رخ بر برش همی گفت کای نامور پادشا جهاندار و نیکاختر و پارسا…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴۵
چو آمد سکندر به اسکندری جهان را دگرگونه شد داوری به هامون نهادند صندوق اوی زمین شد سراسر پر از…
بیشتر بخوانید »