فردوسی
-
بخش ۱۲
چو ایرانیان آگهی یافتند یکایک سوی چاره بشتافتند چو گشتند زان رنج یکسر ستوه نشستند یک با دگر همگروه که…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۰
چو در دخمه شد شهریار جهان ز ایران برفتند گریان مهان کنارنگ با موبد و پهلوان هشیوار دستور روشنروان همه…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۱
پس آگاهی آمد به بهرام گور که از چرخ شد تخت را آب شور پدرت آن سرافراز شاهان بمرد به…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۹
بدو گفت موبد که ای شهریار بگشتی تو از راه پروردگار تو گفتی که بگریزم از چنگ مرگ چو باد…
بیشتر بخوانید » -
-
بخش ۸
وزان پس غم و شادی یزدگرد چنان گشت بر پور چون باد ارد برین نیز چندی زمان برگذشت به ایران…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۶
پدر آرزو کرد بهرام را چه بهرام خورشید خودکام را به منذر چنین گفت بهرام شیر که هرچند مانیم نزد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵
دگر هفته با لشکری سرفراز به نخچیرگه رفت با یوز و باز برابر ز کوهی یکی شیر دید کجا پشت…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۳
چو بشنید زو این سخن یزدگرد روان و خرد را برآورد گرد نگه کرد از آغاز فرجام را بدو داد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴
جز از گوی و میدان نبودیش کار گهی زخم چوگان و گاهی شکار چنان بد که یک روز بیانجمن به…
بیشتر بخوانید »