فردوسی
-
بخش ۲۰
دبیر جهاندیده را پیش خواند بران پیشگاه بزرگی نشاند بفرمود تا نامه پاسخ نوشت بیاراست چون مرغزار بهشت ز بس…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۸
ببود اندر آن شهر خسرو سه روز چهارم چو بفروخت گیتی فروز بابر اندر آورد برنده تیغ جهانجوی شد سوی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۷
چو بگذشت لشکر بران تازه بوم بتندی همیراند تا مرز روم چنین تا بیامد بران شارستان که قیصر ورا خواندی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶
همیتاخت خسرو به پیش اندرون نه آب وگیا بود و نه رهنمون عنان را بدان باره کرده یله همیراند ناکام…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۴
چوپیدا شد آن چادر قیرگون درفشان شد اختر بچرخ اندرون چو آواز دارندهٔ پاس خاست قلم خواست بهرام و قرطاس…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۵
همیبود بندوی بسته چو یوز به زندان بهرام هفتاد روز نگهبان بندوی بهرام بود کزان بند او نیک ناکام بود…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۳
چو خورشید خنجر کشید از نیام پدید آمد آن مطرف زردفام فرستاد و گردنکشان را بخواند برتخت شاهی به زانو…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۲
چوروی زمین گشت خورشید فام سخن گوی بندوی برشد ببام ببهرام گفت ای جهاندیده مرد برانگه که برخاست از دشت…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۱
چوبهرام رفت اندر ایوان شاه گزین کرد زان لشکر کینه خواه زرهدار و شمشیر زن سیهزار بدان تا شوند از…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۹
ز لشکر گزین کرد بهرام شیر سپاهی جهانگیر وگرد دلیر چوکردند و با او دبیران شمار سپه بود شمشیر زن…
بیشتر بخوانید »