آغاز کتاب

بخش ۱۲ – ستایش سلطان محمود

جهان آفرین تا جهان آفرید چنو مرزبانی نیامد پدید چو خورشید بر چرخ بنمود تاج زمین شد به کردار تابنده…

بیشتر بخوانید »

بخش ۱۰ – بنیاد نهادن کتاب

دل روشن من چو برگشت ازوی سوی تخت شاه جهان کرد روی که این نامه را دست پیش آورم ز…

بیشتر بخوانید »

بخش ۱۱ – در داستان ابومنصور

بدین نامه چون دست کردم دراز یکی مهتری بود گردنفراز جوان بود و از گوهر پهلوان خردمند و بیدار و…

بیشتر بخوانید »

بخش ۹ – داستان دقیقی شاعر

چو از دفتر این داستانها بسی همی خواند خواننده بر هر کسی جهان دل نهاده بدین داستان همان بخردان نیز…

بیشتر بخوانید »

بخش ۷ – گفتار اندر ستایش پیغمبر

ترا دانش و دین رهاند درست در رستگاری ببایدت جست وگر دل نخواهی که باشد نژند نخواهی که دایم بوی…

بیشتر بخوانید »

بخش ۸ – گفتار اندر فراهم آوردن کتاب

سخن هر چه گویم همه گفته‌اند بر باغ دانش همه رفته‌اند اگر بر درخت برومند جای نیابم که از بر…

بیشتر بخوانید »

بخش ۶ – در آفرینش ماه

چراغست مر تیره شب را بسیچ به بد تا توانی تو هرگز مپیچ چو سی روز گردش بپیمایدا شود تیره…

بیشتر بخوانید »

بخش ۵ – گفتار اندر آفرینش آفتاب

ز یاقوت سرخست چرخ کبود نه از آب و گرد و نه از باد و دود به چندین فروغ و…

بیشتر بخوانید »

بخش ۴ – گفتار اندر آفرینش مردم

چو زین بگذری مردم آمد پدید شد این بندها را سراسر کلید سرش راست بر شد چو سرو بلند به…

بیشتر بخوانید »

بخش ۳ – گفتار اندر آفرینش عالم

از آغاز باید که دانی درست سر مایهٔ گوهران از نخست که یزدان ز ناچیز چیز آفرید بدان تا توانایی…

بیشتر بخوانید »