چنان بد که بیماه روی اردوان نبودی شب و روز روشنروان ز دیبا نبرداشتی دوش و یال مگر چهر گلنار…
بیشتر بخوانید »یکی کاخ بود اردوان را بلند به کاخ اندرون بندهای ارجمند که گلنار بد نام آن ماهروی نگاری پر از…
بیشتر بخوانید »چو آمد به نزدیکی بارگاه بگفتند با شاه زان بارخواه جوان را به مهر اردوان پیش خواند ز بابک سخنها…
بیشتر بخوانید »چو دارا به رزم اندرون کشته شد همه دوده را روز برگشته شد پسر بد مر او را یکی شادکام…
بیشتر بخوانید »چو نه ماه بگذشت بر ماهچهر یکی کودک آمد چو تابنده مهر به مانندهٔ نامدار اردشیر فزاینده و فرخ و…
بیشتر بخوانید »کنون ای سراینده فرتوت مرد سوی گاه اشکانیان بازگرد چه گفت اندر آن نامهٔ راستان که گوینده یاد آرد از…
بیشتر بخوانید »الا ای برآورده چرخ بلند چه داریی به پیری مرا مستمند چو بودم جوان در برم داشتی به پیری چرا…
بیشتر بخوانید »کنون پادشاه جهان را ستای به رزم و به بزم و به دانش گرای سرافراز محمود فرخندهرای کزویست نام بزرگی…
بیشتر بخوانید »ازان پس بیامد دوان مادرش فراوان بمالید رخ بر برش همی گفت کای نامور پادشا جهاندار و نیکاختر و پارسا…
بیشتر بخوانید »چو آمد سکندر به اسکندری جهان را دگرگونه شد داوری به هامون نهادند صندوق اوی زمین شد سراسر پر از…
بیشتر بخوانید »
