مثنویات
-
شمارهٔ ۲۶
ای پسندیده حیف بر درویش از برای قبول و منصب خویش تا دل پادشه به دست آری حیف باشد که…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۲۷
برگزیدندت ای گل خرم از گلستان اصطفی آدم حلقهای از عبادی اندر گوش خلعتی از یحبهم بر دوش دامن این…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۲۴
هر که را باشد از تو بیم گزند صورت امن ازو خیال مبند کژدمان خلق را که نیش زنند اغلب…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۲۲
اگر هوشمندی مکن جمع مال که جمعیتت را کند پایمال مرا پیش ازین کیسه پر سیم بود شب و روزم…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۲۱
همه دانند لشکر و میران که جوانی نیاید از پیران عذر من بر عذار من پیداست بعد ازینم چه عذر…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۲۳
این دغل دوستان که میبینی مگسانند دور شیرینی تا حطامی که هست مینوشند همچو زنبور بر تو میجوشند باز وقتی…
بیشتر بخوانید » -
-
شمارهٔ ۲۰
همه فرزند آدمند بشر میل بعضی به خیر و بعضی شر این یکی مور ازو نیازارد وان دگر سگ برو…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۹
سخن زید نشنوی بر عمرو تا ندانی نخست باطن امر گر خلافی میان ایشانست بیخلاف این سخن پریشانست
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۱۷
سگ بر آن آدمی شرف دارد کو دل دوستان بیازارد این سخن را حقیقتی باید تا معانی به دل فرود…
بیشتر بخوانید »