غزلیات

  • غزل ۵۵

    شبی در خرقه رندآسا، گذر کردم به میخانه ز عشرت می‌پرستان را، منور بود کاشانه ز خلوتگاه ربانی، وثاقی در…

    بیشتر بخوانید »
  • غزل ۵۴

    ای به باد هوس درافتاده بادت اندر سرست یا باده یکقدم بر خلاف نفس بنه در خیال خدای ننهاده راه…

    بیشتر بخوانید »
  • غزل ۵۳

    عشقبازی چیست سر در پای جانان باختن با سر اندر کوی دلبر عشق نتوان باختن آتشم در جان گرفت از…

    بیشتر بخوانید »
  • غزل ۵۲

    خلاف راستی باشد، خلاف رای درویشان بنه گر همتی داری، سری در پای درویشان گرت آیینه‌ای باید، که نور حق…

    بیشتر بخوانید »
  • غزل ۵۱

    برخیز تا طریق تکلف رها کنیم دکان معرفت به دو جو بر بها کنیم گر دیگر آن نگار قبا پوش…

    بیشتر بخوانید »
  • غزل ۴۸

    خداوندی چنین بخشنده داریم که با چندین گنه امیدواریم که بگشاید دری کایزد ببندد بیا تا هم بدین درگه بزاریم…

    بیشتر بخوانید »
  • غزل ۴۹

    تو پس پرده و ما خون جگر می‌ریزیم وه که گر پرده برافتد که چه شور انگیزیم دیگران را غم…

    بیشتر بخوانید »
  • غزل ۵۰

    برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم تقصیرهای رفته به خدمت قضا کنیم بی‌مغز بود سر که نهادیم پیش خلق…

    بیشتر بخوانید »
  • غزل ۴۷

    خرما نتوان خوردن ازین خار که کشتیم دیبا نتوان کردن ازین پشم که رشتیم بر حرف معاصی خط عذری نکشیدیم…

    بیشتر بخوانید »
  • غزل ۴۶

    ساقیا می ده که ما دردی کش میخانه‌ایم با خرابات آشناییم از خرد بیگانه‌ایم خویشتن سوزیم و جان بر سر…

    بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا