رباعیات سعدی
-
رباعی شمارهٔ ۶۶
هر چند که عیبم از قفا میگویند دشنام و دروغ و ناسزا میگویند نتوان به حدیث دشمن از دوست برید…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۶۵
مردان نه بهشت و رنگ و بو میخواهند یا موی خوش و روی نکو میخواهند یاری دارند مثل و مانندش…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۶۴
آن درد ندارم که طبیبان دانند دردیست محبت که حبیبان دانند ما را غم روی آشنایی کشتست این حال نباید…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۶۳
مجنون اگر احتمال لیلی نکند شاید که به صدق عشق دعوی نکند در مذهب عشق هر که جانی دارد روی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۶۲
کس عیب نظر باختن ما نکند زیرا که نظر داعی تنها نکند بیکار بهیمهای و کژ طبع کسی کو فرق…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۶۱
آن کودک لشکری که لشکر شکند دایم دل ما چو قلب کافر شکند محبوب که تازیانه در سر شکند به…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۵۹
کس با تو عدو محاربت نتواند زیرا که گرفتار کمندت ماند نه دل دهدش که با تو شمشیر زند نه…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۶۰
آنان که پریروی و شکر گفتارند حیفست که روی خوب پنهان دارند فیالجمله نقاب نیز بیفایده نیست تا زشت بپوشند…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۵۷
در خرقهٔ توبه آمدم روزی چند چشمم به دهان واعظ و گوش به پند ناگاه بدیدم آن سهی سرو بلند…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۵۸
گویند مرو در پی آن سرو بلند انگشت نمای خلق بودن تا چند؟ بیفایده پندم مده ای دانشمند من چون…
بیشتر بخوانید »