رباعیات سعدی
-
رباعی شمارهٔ ۱۲۵
ما را نه ترنج از تو مرادست نه به تو خود شکری پسته و بادام مده گر نار ز پستان…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۶
نه سرو توان گفت و نه خورشید و نه ماه آه از تو که در وصف نمیآیی آه هرکس به…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۷
ای کاش نکردمی نگاه از دیده بر دل نزدی عشق تو راه از دیده تقصیر ز دل بود و گناه…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۰
ای دوست گرفته بر سر ما دشمن یا دوست گزین به دوستی یا دشمن نادیدن دوست گرچه مشکل دردیست آسانتر…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۱
ای دست تو آتش زده در خرمن من تو دست نمیگذاری از دامن من این دست نگارین که به سوزن…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۲
آن لطف که در شمایل اوست ببین وآن خندهٔ همچو پسته در پوست ببین نینی تو به حسن روی او…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۳
چون جاه و جلال و حسن و رنگ آمد و بو آخر دل آدمی نه سنگست و نه رو آن…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۶
یرلیغ ده ای خسرو خوبان جهان تا پیش قدت چنگ زند سرو روان تا کی برم از دست جفای تو…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۷
من خاک درش به دیده خواهم رفتن ای خصم بگوی هرچه خواهی گفتن چون پای مگس که در عسل سخت…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۹
در دیده به جای سرمه سوزن دیدن برق آمده و آتش زده خرمن دیدن در قید فرنگ غل به گردن…
بیشتر بخوانید »