سعدی
-
شمارهٔ ۹۳
بدین الحان داودی عجب نیست که مرغان هوا حیران بمانند خدای این حافظان ناخوش آواز بیامرزاد اگر ساکن بخوانند
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۹۴
چو نیکبخت شدی ایمن از حسود مباش که خار دیدهٔ بدبخت نیکبختانند چو دستشان نرسد لاجرم به نیکی خویش بدی…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۹۲
آسیا سنگ ده هزار منی به دور مرد از کمر بگردانند لیکن از زیر به زبر بردن به هزار آدمیش…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۸۸
هر کجا دردمندی از سر شوق گوش بر نالهٔ حمام کند چارپایی برآورد آواز وان تلذذ برو حرام کند حیف…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۹۰
ز دور چرخ چه نالی ز فعل خویش بنال که از گزند تو مردم هنوز مینالند نگفتمت که چو زنبور…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۸۹
حاکم ظالم به سنان قلم دزدی بیتیر و کمان میکند گله ما را گله از گرگ نیست این همه بیداد…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۸۴
بسیار برفتند و به جایی نرسیدند ارباب فنون با همه علمی که بخواندند توفیق سعادت چو نباشد چه توان کرد؟…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۸۵
تا سگان را وجود پیدا نیست مشفق و مهربان یکدگرند لقمهای در میانشان انداز که تهیگاه یکدگر بدرند
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۸۶
اگر خونی نریزد شاه عالم بسا خونا که در عالم بریزند بباید کشت هر یکچند گرگی به زاری تا دگر…
بیشتر بخوانید » -
شمارهٔ ۸۷
نکنی دفع ظالم از مظلوم تا دل خلق نیک بخراشند تا تو با صید گرگ پردازی گوسفندان هلاک میباشند
بیشتر بخوانید »