رباعیات
-
رباعی شمارهٔ ۱۰۴
شب گشت درین سینه چه سوز است عجب میپندارم کاول روز است عجب در دیدهٔ عشق مینگنجد شب و روز…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۳
شب گردم گرد شهر چون باد و چو آب از گشتن گرد شهر کس ناید خواب عقل است که چیزها…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۲
سبحانالله من و تو ای در خوشاب پیوسته مخالفیم اندر هر باب من بخت توام که هیچ خوابم نبرد تو…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۱
ساقی در ده برای دیدار صواب زان باده که او نه خاک دیده است و نه آب بیمار بدن نیم…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۰
دل در هوس تو چون ربابست رباب هر پاره ز سوز تو کبابست کباب دلدار ز درد ما اگر خاموش…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۹۹
در چشم آمد خیال آن در خوشاب آن لحظه کزو اشک همی رفت شتاب پنهان گفتم براز در گوش دو…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۹۸
دانیکه چه میگوید این بانگ رباب اندر پی من بیا و ره را دریاب زیرا به خطا راه بری سوی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۹۷
خواب آمد و در چشم نبد موضع خواب زیرا ز تو چشم بود پرآتش و آب شد جانب دل دیدددلی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۹۶
حاجت نبود مستی ما را به شراب یا مجلس ما را طرب از چنگ و رباب بیساقی و بیشاهد و…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۹۵
بیکار مشین درآ درآمیز شتاب بیکار بدن به خور برد یا سوی خواب از اهل سماع میرسد بانک رباب آن…
بیشتر بخوانید »