رباعیات
-
رباعی شمارهٔ ۲۲۴
با دشمن تو چو یار بسیار نشست با یار نشایدت دگربار نشست پرهیز از آن گلی که با خار نشست…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۲۳
باد آمد و گل بر سر میخواران ریخت یار آمد و می در قدح یاران ریخت از سنبل تر رونق…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۲۲
با جان دو روزه تو چنان گشتی جفت با تو سخن مرگ نمیشاید گفت جان طالب منزلست و منزل مرگست…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۲۱
با تو سخنان بیزبان خواهم گفت از جملهٔ گوشها نهان خواهم گفت جز گوش تو نشنود حدیث من کس هرچند…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۲۰
ای همچو خر و گاو که و جو طلبت تا چند کند سایس گردون ادبت لب چند دراز میکنی سوی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۱۹
ای هرچه صدف بستهٔ دریای لبت وی هرچه گهر فتاده در پای لبت از راهزنان رسیده جانم تا لب گر…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۱۸
ای هر بیدار با خبرهای تو خفت ای هرکه بخفت در بر لطف تو خفت ای آنکه بجز تو نیست…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۱۷
این همدم اندرون که دم میدهدت امید رسیدن به حرم میدهدت تو تا دم آخرین دم او میخور کان عشوه…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۱۶
این نعره عاشقان ز شمع طرب است شمع آمد و پروانه خموش این عجب است اینک شمعی که برتر از…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۱۵
این من نه منم آنکه منم گوئی کیست گویا نه منم در دهنم گوئی کیست من پیرهنی بیش نیم سر…
بیشتر بخوانید »