رباعیات

  • رباعی شمارهٔ ۴۳۴

    هر جان که از او دلبر ما شادانست پیوسته سرش سبز و دلش خندانست اندازهٔ جان نیست چنان لطف و…

    بیشتر بخوانید »
  • رباعی شمارهٔ ۴۳۳

    هر جان عزیز کو شناسای رهست داند که هر آنچه آید از کارگه است بر زادهٔ چرخ و چرخ چون…

    بیشتر بخوانید »
  • رباعی شمارهٔ ۴۳۲

    هجران خواهی طریق عشاقانست وانکو ماهیست جای او عمانست گه سایه طلب کنند و گاهی خورشید آن ذره که او…

    بیشتر بخوانید »
  • رباعی شمارهٔ ۴۳۱

    هان ای دل خسته روز مردانگیست در عشق توم چه جای بیگانگیست هر چیز که در تصرف عقل آید بگذار…

    بیشتر بخوانید »
  • رباعی شمارهٔ ۴۲۹

    نی با تو دمی نشستنم سامانست نی بیتو دمی زیستنم امکانست اندیشه در این واقعه سرگردانست این واقعه نیست درد…

    بیشتر بخوانید »
  • رباعی شمارهٔ ۴۳۰

    نی بی‌زر و زور شه سپه بتوان داشت نی بی‌دل و زهره ره نگه بتوان داشت در سنگستان قرابه آنکس…

    بیشتر بخوانید »
  • رباعی شمارهٔ ۴۲۸

    نه چرخ غلام طبع خود رایهٔ ماست هستی ز برای نیستی مایهٔ ماست اندر پس پرده‌ها یکی دایهٔ ماست ما…

    بیشتر بخوانید »
  • رباعی شمارهٔ ۴۲۷

    ناگه ز درم درآمد آن دلبر مست جام می لعل نوش کرده بنشست از دیدن و از گرفتن زلف چو…

    بیشتر بخوانید »
  • رباعی شمارهٔ ۴۲۶

    ناگاه بروئید یکی شاخ نبات ناگاه بجوشید چنین آب حیات ناگاه روان شد ز شهنشه صدقات شادی روان مصطفی را…

    بیشتر بخوانید »
  • رباعی شمارهٔ ۴۲۵

    مینال که آن ناله شنو همسایه است مینال که بانک طفل مهر دایه است هرچند که آن دایهٔ جان خودرایه…

    بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا