غزلیات
-
-
غزل شمارهٔ ۱۱۹
برخیز و صبوح را بیارا پرلخلخه کن کنار ما را پیش آر شراب رنگ آمیز ای ساقی خوب خوب سیما…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۱۸
بنمود وفا از این جا هرگز نرویم ما از این جا این جا مدد حیات جانست ذوقست دو چشم را…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۱۷
از دور بدیده شمس دین را فخر تبریز و رشک چین را آن چشم و چراغ آسمان را آن زنده…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۱۶
ای سخت گرفته جادوی را شیری بنموده آهوی را از سحر تو احولست دیده در دیده نهادهای دوی را بنمودهای…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۱۵
ای جان و قوام جمله جانها پر بخش و روان کن روانها با تو ز زیان چه باک داریم ای…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۱۴
اندر دل ما تویی نگارا غیر تو کلوخ و سنگ خارا هر عاشق شاهدی گزیدست ما جز تو ندیدهایم یارا…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۱۱۳
ای مطرب دل برای یاری را در پرده زیر گوی زاری را رو در چمن و به روی گل بنگر…
بیشتر بخوانید » -
-
غزل شمارهٔ ۱۱۱
برای تو فدا کردیم جانها کشیده بهر تو زخم زبانها شنیده طعنههای همچو آتش رسیده تیر کاری زان کمانها اگر…
بیشتر بخوانید »