دیوان شمس
-
رباعی شمارهٔ ۱۰۲۵
بر من بگریست نرگس خمارش تا خیره شدم ز گریهٔ بسیارش گر نرگس او به سرمه آلوده بدی آلوده شدی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۲۴
بر دل چو شکفته گشت اسرار غمش ندهم به گل همه جهان خار غمش بایست سوی جهان فانی گردیم زین…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۲۳
بر جان و دل و دیده سواری همه خوش واندر دل و جان هرچه بکاری همه خوش خوش چشمی و…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۲۲
با ما چه نهای مشو رفیق اوباش کاول قدمت دمند و آخر پرخاش گل باش و بهر سخن که خواهی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۲۱
با پیر خرد نهفته میگویم دوش کز من سخن از سر جهان هیچ مپوش نرمک نرمک مرا همی گفت بگوش…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۲۰
با دل گفتم ز دیگران بیش مباش رو مرهم ریش باش چون نیش مباش خواهی که ز هیچکس به تو…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۱۹
ای یار مرا موافقی وقتت خوش بر حال دلم چو لایقی وقتت خوش خواهم به دعا که عاشقان خوش باشند…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۱۸
ای گنج بیا زود به ویرانهٔ خویش وی زلف پریشان مشو از شانهٔ خویش وی مرغ متاب روی از دانهٔ…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۱۷
ای کرده به پنج شمع روشن هر شش ای اصل خوشی و هرچه داری همه خوش تا چند چو الحمد…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۱۶
ای عشق بیا به تلخ خویان خو بخش ای پشت جهان به حسن چوپان رو بخش از باغ جمال تو…
بیشتر بخوانید »