دیوان شمس
-
رباعی شمارهٔ ۱۱۸۵
بیکار شدم ای غم عشقت کارم در بیکاری تخم وفا میکارم من صورت وصل میتراشم شب و روز با خاطر…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۸۴
بیرون ز دو کون من مرادی دارم بیشادیها روان شادی دارم بگشای بخنده آن لبان خود را زیرا ز گشاد…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۸۳
بیدف بر ما میا که ما در سوریم برخیز و دهل بزن که ما منصوریم مستیم نه مست بادهٔ انگوریم…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۸۲
بهر تو زنم نوا چو نی برگیرم کوی تو گذر کنم چو پی برگیرم چندین کرم و لطف که با…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۸۱
بوی دهن تو از چمن میشنوم رنگ تو ز لاله و سمن میشنوم این هم چو نباشدم لبان بگشایم تا…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۸۰
بر یاد لبت لعل نگین میبوسم آنم چو بدست نیست این میبوسم دستم چو بر آسمان تو مینرسد میآرم سجده…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۷۹
بر میکده وقف است دلم سرمستم جان نیز سبیل جام میکردستم چون جان و دلم همی نمیپیوستند آن هر دو…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۷۸
بر شاه حبش زنیم و بر قیصر روم پیشانی شیر برنویسیم رقوم ما آهن لشکر سلیمان خودیم جز در کف…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۷۷
بر زلف تو گر دست درازی کردم والله که حقیقت نه مجازی کردم من در سر زلف تو بدیدم دل…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۱۷۶
بر بوی وفا دست زنانت باشم در وقت جفا دست گرانت باشم با این همه اندیشه کنانت باشم تا حکم…
بیشتر بخوانید »