دیوان شمس
-
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۵
در کوی خرابات نگاری دیدم عشقش به هزار جان و دل بخریدم بوئی ز سر دو زلف او بشنیدم دست…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۴
در کوی خرابات گذر میکردم وین دلق بشر دوخت بدر میکردم هرکس نظری به جانبی میافکند من بر نظر خویش…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۳
در عشق تو معرفت خطا دانستیم چه عشق و چه معرفت کرا دانستیم یک یافتنی از او به فریاد دو…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۲
در عشق تو گر دل بدهم جان ببرم هرچه بدهم هزار چندان ببرم چوگان سر زلف تو گر دست دهد…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۱
در عالم گل گنج نهانی مائیم دارندهٔ ملک جاودانی مائیم چون از ظلمات آب و گل بگذشتیم هم خضر و…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۰
در چشمهٔ دل مهی بدیدیم به چشم ز آن چشمه بسی آب کشیدیم به چشم ز آن روز بگرد گرد…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۱۹
در دور سپهر و مهر ساقی مائیم سرمست مدام اشتیاقی مائیم در آینه وجود کردیم نگاه مائیم و نمائیم که…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۱۸
در چنگ توام بتا در آن چنگ خوشم گر جنگ کنی بکن در آن جنگ خوشم ننگست ملامت بره عشق…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۱۷
در بحر خیال غرقهٔ گردابم نی بلکه به بحر میکشد سیلابم ای دیده نمیخواب من بندهٔ آنک در خواب بدانست…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۱۶
در باغ شدم صبوح و گل میچیدم وز دیدن باغبان همی ترسیدم شیرین سخنی ز باغبان بشنیدم گل را چه…
بیشتر بخوانید »