دیوان شمس
-
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۵
دوش ارچه هزار نام بر ننگ زدم بر دامن آن عهد شکن چنگ زدم دل بر دل او نهادم از…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۴
دوش از طربی بسوی اصحاب شدیم وز غوره فشانان سوی دوشاب شدیم وز شب صفتان جانب مهتاب شدیم با بیداران…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۳
دوش از سر مستی بخراشید رخم آندم که زروش لاله میچید رخم گفتم مخراشش که از آنروز که زاد از…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۲
دوش آمده بود از سر لطفی یارم شب را گفتم فاش مکن اسرارم شب گفت پس و پیش نگه کن…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۱
دل میگوید که نقد این باغ دریم امروز چریدیم و به شب هم بچریم لب میگزدش عقل که گستاخ مرو…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۳۰
دل زار وثاق سینه آواره کنم بر سنگ زنم سبوی خود پاره کنم گر پاره کنم هزار گوهر ز غمت…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۹
دلدار چو دید خسته و غمگینم آمد خندان نشست بر بالینم خارید سرم گفت که ای مسکینم دل میندهد ره…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۸
دشنامم ده که مست دشنام توام مست سقط خوش خوش آشام توام زهرابه بیار تا بنوشم چو شکر من رام…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۷
دستارم و جبه و سرم هر سه به هم قیمت کردند به یک درم چیزی کم نشنیدستی تو نام من…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۲۶
در هر فلکی مردمکی میبینم هر مردمکش را فلکی میبینم ای احوال اگر یکی دو میبینی تو بر عکس تو…
بیشتر بخوانید »