دیوان شمس
-
رباعی شمارهٔ ۱۵۴۵
ای در دل من میل و تمنا همه تو واندر سر من مایهٔ سودا همه تو هرچند بروی کار در…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۵۴۴
ای چرخ فلک پایهٔ پیروزهٔ تو زنبیل جهان گدای دریوزهٔ تو صد سال فلک خدمت خاک تو کند نگزارده باشد…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۵۴۳
ای جان جهان جز تو کسی کیست بگو بیجان و جهان هیچ کسی زیست بگو من بد کنم و تو…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۵۴۲
ای جان جهان جان و جهان بندهٔ تو شیرین شده عالم ز شکر خندهٔ تو صد قرن گذشت و آسمان…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۵۴۱
ای جان جهان به حق احسانت مرو مستم مستم ز شیر پستانت مرو اندر قفسم شکر می افشان و مرو…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۵۴۰
ای بلبل مست بوستانی برگو مستی سر و راحت جانی برگو من مستم و تعیین نتوانم کردن ای جان جهان…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۵۳۹
ای بسته تو خواب من به چشم جادو آن آب حیات و نقل بیخوابان کو کی بینم آب چون منم…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۵۳۸
ای پردهٔ پندار پسندیدهٔ تو وی وهم خودی در دل شوریدهٔ تو هیچی تو و هیچ را چنین گوهر به…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۵۳۷
ای از دل و جان لطیفتر قالب تو بسیار رهست از شکر تا لب تو عمریست که آفتاب و مه…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۵۳۶
ای آب از این دیدهٔ بیخواب برو وی آتش از این سینهٔ پرتاب برو وی جان چو تنی که مسکنت…
بیشتر بخوانید »