دیوان شمس
-
غزل شمارهٔ ۲۲۲۰
هله ای شاه مپیچان سر و دستار مرو هله ای ماه که نغزت رخ و رخسار مرو در همه روی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۱۹
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو پیش من جز سخی شمع و شکر هیچ مگو سخن رنج مگو جز…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۱۸
همه خوردند و برفتند و بماندم من و تو چو مرا یافتهای صحبت هر خام مجو همه سرسبزی جان تو…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۱۷
چهره زرد مرا بین و مرا هیچ مگو درد بیحد بنگر بهر خدا هیچ مگو دل پرخون بنگر چشم چو…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۱۶
تن مزن ای پسر خوش دم خوش کام بگو بهر آرام دلم نام دلارام بگو پرده من مدران و در…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۱۵
گر رود دیده و عقل و خرد و جان تو مرو که مرا دیدن تو بهتر از ایشان تو مرو…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۱۴
خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو به دو نقش و به دو صورت به یکی جان…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۱۳
خنک آن جان که رود مست و خرامان بر او برهد از خر تن در سفر مصدر او خلع نعلین…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۱۲
تو بمال گوش بربط که عظیم کاهل است او بشکن خمار را سر که سر همه شکست او بنواز نغمه…
بیشتر بخوانید » -