دیوان شمس
-
غزل شمارهٔ ۲۲۵۰
هزار بار کشیدهست عشق کافرخو شبم ز بام به حجره ز حجره تا سر کو شب آن چنان به گاه…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۴۹
به وقت خواب بگیری مرا که هین برگو چو اشتهای سماعت بود بگهتر گو چو من ز خواب سر و…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۴۸
من آن نیم که بگویم حدیث نعمت او که مست و بیخودم از چاشنی محنت او اگر چو چنگ بزارم…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۴۷
مرا اگر تو نیابی به پیش یار بجو در آن بهشت و گلستان و سبزه زار بجو چو سایه خسپم…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۴۶
ای سر مردان برگو برگو وی شه میدان برگو برگو ای مه باقی وی شه ساقی جان سخن دان برگو…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۴۵
مطرب مهتاب رو آنچ شنیدی بگو ما همگان محرمیم آنچ بدیدی بگو ای شه و سلطان ما ای طربستان ما…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۴۴
سیر نیم سیر نی از لب خندان تو ای که هزار آفرین بر لب و دندان تو هیچ کسی سیر…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۴۳
آینه جان شده چهره تابان تو هر دو یکی بودهایم جان من و جان تو ماه تمام درست خانه دل…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۴۲
تا که درآمد به باغ چهره گلنار تو اه که چه سوز افکند در دل گل نار تو دود دل…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۴۱
هان ای جمال دلبر ای شاد وقت تو ما با تو بس خوشیم که خوش باد وقت تو نیکو است…
بیشتر بخوانید »