دیوان شمس
-
غزل شمارهٔ ۲۲۹۰
کجا شد عهد و پیمانی که کردی دوش با بنده که بادا عهد و بدعهدی و حسنت هر سه پاینده…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۸۹
دایم پیش خود نهی آینه را هرآینه ز آنک نظیر نیستت جز که درون آینه در تو کجا رسم تو…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۸۸
شحنه عشق میکشد از دو جهان مصادره دیده و دل گرو کنم بهر چنان مصادره از سبب مصادره شحنه عشق…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۸۷
آمد یار و بر کفش جام میی چو مشعله گفت بیا حریف شو گفتم آمدم هله جام میی که تابشش…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۸۶
ای تو برای آبرو آب حیات ریخته زهر گرفته در دهان قند و نبات ریخته مست و خراب این چنین…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۸۵
یا رجلا حصیده مجبنه و مبخله لیس یلذک الهوی لیس لفیک حوصله معتمد الهوی معی مستندی و سیدی لا کرجاک…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۸۴
باده بده باد مده وز خودمان یاد مده روز نشاط است و طرب برمنشین داد مده آمدهام مست لقا کشته…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۸۳
ساقی فرخ رخ من جام چو گلنار بده بهر من ار میندهی بهر دل یار بده ساقی دلدار تویی چاره…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۸۲
ای جان و دل از عشق تو در بزم تو پا کوفته سرها بریده بیعدد در رزم تو پا کوفته…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۲۸۱
ای از تو خاکی تن شده تن فکرت و گفتن شده وز گفت و فکرت بس صور در غیب آبستن…
بیشتر بخوانید »