دیوان شمس
-
غزل شمارهٔ ۲۳۱۰
ای غایب از این محضر از مات سلام الله وی از همه حاضرتر از مات سلام الله ای نور پسندیده…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۳۰۹
من بیخود و تو بیخود ما را کی برد خانه من چند تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۳۰۸
یا رب چه کس است آن مه یا رب چه کس است آن مه کز چهره بزد آتش در خیمه…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۳۰۷
بربند دهان از نان کآمد شکر روزه دیدی هنر خوردن بنگر هنر روزه آن شاه دو صد کشور تاجیت نهد…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۳۰۶
ناموس مکن پیش آ ای عاشق بیچاره تا مرد نظر باشی نی مردم نظاره ای عاشق الاهو ز استاره بگیر…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۳۰۵
کی باشد من با تو باده به گرو خورده تو برده و من مانده من خرقه گرو کرده در می…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۳۰۴
هر روز پری زادی از سوی سراپرده ما را و حریفان را در چرخ درآورده صوفی ز هوای او پشمینه…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۳۰۳
ناگاه درافتادم زان قصر و سراپرده در قعر چنین چاهی ناخورده و نابرده دنیا نبود عیدم من زشتی او دیدم…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۳۰۲
هشیار شدم ساقی دستار به من واده یا مشک سقا پر کن یا مشک به سقا ده نیمی بخور ای…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۳۰۱
من سرخوش و تو دلخوش غم بیدل و بیسر به دل میده و بر میخور از دلبر و دل بر…
بیشتر بخوانید »