دیوان شمس
-
غزل شمارهٔ ۲۴۲۰
آمد آمد نگار پوشیده صنم خوش عذار پوشیده داد از گلستان حسن و جمال باغ را نوبهار پوشیده در زمین…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۴۱۹
خوش بود فرش تن نور دیده خوش بود مرغ جان بپریده جان نادیده خسیس شده جان دیده رسیده در دیده…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۴۱۸
ای جان ای جان فی ستر الله اشتر میران فی ستر الله جام آتش درکش درکش پیش سلطان فی ستر…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۴۱۷
خلاصه دو جهان است آن پری چهره چو او نقاب گشاید فنا شود زهره چو بر براق معانی کنون سوار…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۴۱۶
برو برو که به بز لایق است بزغاله برو که هست ز گاوان حیات گوساله برو برو که خران گله…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۴۱۵
تو دیده گشته و ما را بکرده نادیده بدیده گریه ما را بدین بخندیده بخند جان و جهان چون مقام…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۴۱۴
ز لقمهای که بشد دیده تو را پرده مخور تو بیش که ضایع کنی سراپرده حیات خویش در آن لقمه…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۴۱۳
عجب دلی که به عشق بت است پیوسته عجبتر این که بتش پیش او است بنشسته بمال چشم دلا بهترک…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۴۱۲
چو مست روی توام ای حکیم فرزانه به من نگر تو بدان چشمهای مستانه ز چشم مست تو پیچد دلم…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۴۱۱
دلم چو دیده و تو چون خیال در دیده زهی مبارک و زیبا به فال در دیده به بوی وصل…
بیشتر بخوانید »