دیوان شمس
-
غزل شمارهٔ ۲۵۹۰
ای پرده در پرده بنگر که چهها کردی دل بردی و جان بردی این جا چه رها کردی ای برده…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۵۸۹
نه چرخ زمرد را محبوس هوا کردی تا صورت خاکی را در چرخ درآوردی ای آب چه میشویی وی باد…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۵۸۸
ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی از کار خود افتادی در کار دگر رفتی صد بار ببخشودم بر…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۵۸۷
ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی در خانه نهان گشتی یا سوی هوا رفتی چون عهد دلم دیدی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۵۸۶
گر هیچ نگارینم بر خلق عیانستی ای شاد که خلقستی ای خوش که جهانستی گر نقش پذیرفتی در شش جهت…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۵۸۵
گر نرگس خون خوارش دربند امانستی هم زهر شکر گشتی هم گرگ شبانستی هم دور قمر یارا چون بنده بدی…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۵۸۴
ماییم در این گوشه پنهان شده از مستی ای دوست حریفان بین یک جان شده از مستی از جان و…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۵۸۳
آمد مه ما مستی دستی فلکا دستی من نیست شدم باری در هست یکی هستی از یک قدح و از…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۵۸۲
خواهم که روم زین جا پایم بگرفتستی دل را بربودستی در دل بنشستستی سر سخره سودا شد دل بیسر و…
بیشتر بخوانید » -
غزل شمارهٔ ۲۵۸۱
ای سوخته یوسف در آتش یعقوبی گه بیت و غزل گویی گه پای عمل کوبی گه دور بگردانی گاهی شکر…
بیشتر بخوانید »