دیوان شمس
-
رباعی شمارهٔ ۹۲۵
هین وقت صبوحست می ناب بیار زیرا مرگست زندگانی هشیار یا ناله این رباب بیدل بپذیر یا پاس دل کباب…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۹۲۴
هر دم دل خستهام برنجاند یار یا سنگدلست یا نمیداند یار از دیده به خون نبشتهام قصهٔ خویش میبیند و…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۹۲۳
هر دم دل جمع را برنجاند یار مانندهٔ چرخیان بگرداند یار بکدم همه را براند از پیش و دمی چون…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۹۲۲
میآید گرگ نزد ما وقت سحر هم فقربه میرباید و هم لاغر تا چند کنی خرخر اندر بستر بروی زن…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۹۲۱
من مسخرهٔ تو نیسستم ای فاجر تا مسخرگی نمایمت بس نادر ویران کنمت چنانکه باید کردن عاجز شود از عمارتت…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۹۲۰
من رنگ خزان دارم و تو رنگ بهار تا این دو یکی نشد نیامد گل و خار این خار و…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۹۱۹
من دم نزنم از این جهان دمگیر من در طربم همه جهان ماتم گیر بیدق ببری ز ما ولی شه…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۹۱۸
مجنون و پریشان توام دستم گیر سرگشته و حیران توام دستم گیر هر بیسر و پای دستگیری دارد من بیسر…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۹۱۷
مجموع تن و قالب خود را بنگر جوقی مستند و خفته بر همدیگر مونس خواهی صلای بیداری زن بر خفته…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۹۱۶
مائیم چو حال عاشقان زیر و زبر وز دلبر ما هر دو جهان زیر و زبر از زیر و زبر…
بیشتر بخوانید »