مولوی
-
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۵
آن تاق که نیست جفتش اندر آفاق با بنده بباخت تاق و جفتی به وفاق پس گفت مرا که تاق…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۴
مهمان تو نیست دو سه روز و گزاف خوان تو گرفته است از قاف به قاف گر فتنه شود کسی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۳
گویند مرا چند بخندی ز گزاف کارت همه عشرتست و گفتت همه لاف ای خصم چو عنکبوت صفرا میباف سیمرغ…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۲
در فقر فقیر باش و در صفوت صاف با فقر و صفا درآ تو در کار مصاف گر خصم تو…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۱
با زنگی امشب چو شدستی به مصاف از سینهٔ خود سینهٔ شب را بشکاف در کعبهٔ عشاق طوافی چو کنی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۶۰
امروز طوافست طوافست طواف دیوانه معافست معافست معاف نی جنگ و مصافست و مصافست مصاف وصل است و زفافست زفافست…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۹
از دل سوی دلدار شکافست شکاف وانکس که نداند این معافست معاف هر روز در این حلقه مصافست مصاف میپنداری…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۸
گویند که یار را وفا نیست دروغ گویند پس از هجر لقا نیست دروغ گویند شراب جانفزا نیست دروغ گویند…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۷
گویند که عشق بانگ و نامست دروغ گویند امید عشق خامست دروغ کیوان سعادت بر ما در جانست گویند فراز…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۶
گفتی مگری چو ابر در فرقت باغ من آن توام بخسب ایمن به فراغ ترسم که چراغ زیر طشتی بنهی…
بیشتر بخوانید »