مولوی
-
رباعی شمارهٔ ۱۰۸۵
از عقل دلیل آید و از عشق خلیل این آب حیات دان و آن آب سبیل در چرخ نیابی تو…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۸۴
آواز گرفته است خروشان مینال زیرا شنواست یار و واقف از حال آواز خراشان و گلوی خسته نالان ز زوال…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۸۳
آن می که گشود مرغ جان را پر و بال دل را برهانید ز سیری و ملال ساقی عشق است…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۸۲
آنکس که ترا دید و نخندید چو گل از جان و خرد تهیست مانند دهل گبر ابدی باشد کو شاد…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۸۱
یک چند میان خلق کردیم درنگ ز ایشان بوفا نه بوی دیدیم نه رنگ آن به که نهان شویم از…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۸۰
میگردد این روی جهان رنگ به رنگ وز پرده همی بیند معشوقهٔ شنگ این لرزهٔ دلها همه از معشوقیست کز…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۷۹
چون چنگ خودت بگیرم اندر بر تنگ وز پردهٔ عشاق برآرم آهنگ گر زانکه در آبگینه خواهی زد سنگ در…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۷۸
برزن به سبوی صحبت نادان سنگ بر دامن زیرکان عالم زن چنگ با نااهلان مکن تو یک لحظه درنگ آیینه…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۷۷
با همت بازباش و با کبر پلنگ زیبا بگه شکار و پیروز به جنگ کم کن بر عندلیب و طاوس…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۰۷۶
آنجا که عنایتست چه صلح و چه جنگ ور کار تو نیکست چه تسبیح و چه جنگ وانکس که قبولست…
بیشتر بخوانید »