مولوی
-
رباعی شمارهٔ ۱۲۷۵
گر چرخ پر از ناله کنم معذورم ور دشت پر از ژاله کنم معذورم تو جان منی و میدوم در…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۷۴
گر باده نهان کنیم بو را چه کنیم وین حال خمار و رنگ و رو را چه کنیم ور با…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۷۳
گاهی ز هوس دست زنان میباشم گاه از دوری دست گزان میباشم در آب کنم دست که مه را گیرم…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۷۲
گاه از غم دلبران بر آتش باشم گاه از پی دوستان مشوش باشم آخر بچه خرمی زنم راه نشاط آخر…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۷۱
قومیکه چو آفتاب دارند قدوم در صدق چو آهنند و در لطف چو موم چون پنجهٔ شیرانهٔ خود بگشایند نی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۷۰
قاشانیم و لاابالی حالیم فتنه شدگان ازال آزالیم جانداده به عشق رطل مالامالیم صافی بخوریم و درد بر سر مالیم
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۶۹
قد صبحنا اللله به عیش و مدام قد عیدنا العید و مام صیام املا قدحا وهات یا خیر غلام کی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۶۸
فرمود که دست و پا بکاری بزنیم تا می نرود دو دست بازی بزنیم چون در تو زدیم دست از…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۶۷
فانی شدم و برید اجزای تنم میچرخ که بر چرخ بد اول وطنم مستند و خوشند و میپرستند همه در…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۲۶۶
عمری رخ یکدگر بدیدم به چشم امروز که درهم نگریدیم به چشم وانگه گوئی دراز تا چند کشی با عشق…
بیشتر بخوانید »