مولوی
-
رباعی شمارهٔ ۱۳۴۵
من غیر ترا گزین ندارم چکنم درمان دل حزین ندارم چکنم گوئیکه ز چرخ تا بکی چرخ زنیم من کار…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۳۴۴
من عهد شکسته بر شکستی بزنم وز عشوه ره عشوه پرستی بزنم امروز که ارواح به رقص آمدهاند ناموس فرود…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۳۴۳
من عشق ترا به جای ایمان دارم جان نشکیبد ز عشق تا جان دارم گفتم دو سه روز زحمت از…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۳۴۲
من عاشقی از کمال تو آموزم بیت و غزل از جمال تو آموزم در پردهٔ دل خیال تو رقص کند…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۳۴۱
من عاشق روی تو نگارم چکنم وز چشم خوش تو شرمسارم چکنم هر لحظه یکی شور برآرم چکنم والله به…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۳۴۰
من عادت و خوی آن صنم میدانم او آتش و من چو روغنم میدانم از نور لطیف او است جان…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۳۳۹
من سیر نیم ولی ز سیران سیرم بر خاک درت ز آب حیوان سیرم ایمان به تو دادم وز جان…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۳۳۸
من سیر نیم سیر نیم سیر نیم زیرا که به اقبال تو ادبیر نیم خرگوش نگیرم و نخواهم آهو جز…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۳۳۷
من سر بنهم در رهت ای کان کرم کامروز از تو ای صنم مست ترم سوگند خورم و گر تو…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۳۳۶
من زخم ترا به هیچ مرهم ندهم یکی موی ترا بهر دو عالم ندهم گفتم جان را بیار محرم ندهم…
بیشتر بخوانید »