مولوی
-
رباعی شمارهٔ ۱۳۷۵
یک چند به کودکی به استاد شدیم یک چند بروی دوستان شاد شدیم پایژان حدیث ما شنو که چه شد…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۳۷۴
یک جرعه ز جام تو تمامست تمام جز عشق تو در دلم کدامست کدام در عشق تو خون دل حلالست…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۳۷۳
یک بار دگر قبول کن بندگیم رحم آر بدین عجز و پراکندگیم گر باد دگر ز من خلافی بینی فریاد…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۳۷۲
یرغوش بک و قیر بک و سالارم با نصرت و با همت و با اظهارم گر کوه احد بخصمیم برخیزد…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۳۷۱
یا صورت خودنمای تا نقش کنیم یا عزم کنیم و پای در کفش کنیم یا هر یک را جدا جدا…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۳۷۰
یار آمده یار آمده ره بگشائیم جویان دلست دل بدو بنمائیم ما نعرهزنان که آن شکارت مائیم او خندهکنان که…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۳۶۹
هوش عاشق کجا بود سوی نسیم هوش عاقل کجا بود با زر و سیم جای گلها کجا بود باغ و…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۳۶۸
هم منزل عشق و هم رهت میبینم در بنده و در مرو شهت میبینم در اختر و خورشید و مهت…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۳۶۷
هم مستم و هم بادهٔ مستان توام هم آفت جان زیر دستان توام چون نیست شدم کنون ز هستان توام…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۳۶۶
هم خوان توایم و نیز مهمان توایم هم جمع توایم و هم پریشان توایم در شیشهٔ دل تخت نه حکم…
بیشتر بخوانید »