مولوی
-
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۵
ای عادت تو خشم و جفا ورزیدن وز چشم تو شاید این سخن پرسیدن زینگونه که ابروی تو با چشم…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۴
ای شاه تو مات گشته را مات مکن افتادهٔ توست جز مراعات مکن گر غرقهٔ جرم است مجازات مکن از…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۳
ای سنگ ز سودای لبت آبستان از سنگ برون کشی تو مکر و دستان آنجام چو جانیکه بدان کف داری…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۲
ای زخم زننده بر رباب دل من بشنو تو از ناله جواب دل من در هر ویران دفینه گنج دگر…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۱
ای زخم تو خوشتر از دوای دگران امساک تو بهتر از عطای دگران ای جور تو بهتر از وفای دگران…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۰
ای روی تو کعبهٔ دل و قبلهٔ جان چون شمع ز غم سوختم ای شعلهٔ جان بردار حجاب و رخ…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۴۰۹
ای روی تو باغ و چمن هر دو جهان از جان تو زنده شد تن هر دو جهان بشکستن تو…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۴۰۸
ای رفته ز یاران تو به یک گوشه کران فریاد تو از خوی بد و بار گران گر شیر نری…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۴۰۷
ای دوست قبولم کن و جانم بستان مستم کن و از هر دو جهانم بستان با هرچه دلم قرار گیرد…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۴۰۶
ای دل چه شدی ز دست دستی میزن دست از هوس عشوهپرستی میزن گوئیکه چه ره زنم چو من دست…
بیشتر بخوانید »