مولوی
-
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۵
ای مفخر و سلطان همه دلداران جالینوسی برای این بیماران روز باران بگلشنت جمع شویم شیرین باشند روز باران یاران
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۴
ای مجمع دل راه پراکنده مزن زان زخمه پریشان چو دل بنده مزن ای دل لب خود را که زند…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۳
ای ماه لطیف جانفزا خرمن من وی ماه فرو کرده سر از روزن من ای گلشن جان و دیدهٔ روشن…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۲
ای لعل لبت معدن شکر چیدن وز چشم تو نور نامصور دیدن مه گردانست و برک که گردانست فرقست بسی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۱
ای گرسنهٔ وصل تو سیران جهان لرزان ز فراق تو دلیران جهان با چشم تو آهوان چه دارند به دست…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۴۲۰
ای کرده ز گل دستک من پایک من بنهاده چراغ عقل من را یک من نالان به تو این جای…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۹
ای عشق تو در جان کسی و آن کس من ای درد تو درمان کسی و آن کس من گوئی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۸
ای عالم دل از تو شده قابل جان حل کرده صفات ذات تو مشکل جان عقل و دل و فهم…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۷
ای عاشق گفتار و تفاصیل سخن ای گر ز سخنوران قهارهٔ کن روزیت چو نیست علم نونو هله ور ای…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۴۱۶
ای عادت عشق عین ایمان خوردن نی غصهٔ نان و غصهٔ جان خوردن آن مائده چون زر و زو شب…
بیشتر بخوانید »