مولوی
-
رباعی شمارهٔ ۱۵۰۵
ما زیبائیم خویش را زیبا کن خوبا ما کن ز دیگران خو واکن ور میخواهی که کان گوهر باشی دل…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۵۰۴
گلباغ نهانست و درختان پنهان صد سال نماید او و او خود یکسان بحریست محیط و بیحد و بیپایان صد…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۵۰۳
گفتم مکن ایروت حسن خوت حسن من دزد نیم مبند دستم بر سن گفتا که کجائی تو هنوز ای همه…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۵۰۲
گفتم که بر حریف غمگین منشین جز پهلوی خوشدلان شیرین منشین در باغ چو آمدی سوی خار مرو جز با…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۵۰۱
کس نیست به غیر از او در این جمله جهان نی زشت و نه نیکو و نه پیدا و نهان…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۵۰۰
گر مشتاقی به پیش مشتاق نشین روزان و شبان بر در عشاق نشین آنگاه چو این حلقه گشائی کردی از…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۴۹۹
گر کشته شوم به نزد و پیکار تو من آهی نکشم ز بیم آزار تو من از زخم سر غمزهٔ…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۴۹۸
گر شادم و گر عراق و گر لورستان روشن شده زانچهرهٔ چون نورستان با منکر و با نکیر همدستی کن…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۴۹۷
گر دست بشد ز کار پائی میزن ور پای نماند هم نوایی میزن گر نیست ترا به عقل رایی میزن…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۴۹۶
گر تیغ اجل مرا کند بیسر و جان در حسن برآیم ز زمین صد چندان از خاک چو جمله دانهها…
بیشتر بخوانید »