مولوی
-
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۵
اندر دل من مها دلافروز توئی یاران هستند لیک دلسوز توئی شادند جهانیان به نوروز و به عید عید من…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۴
امشب منم و یکی حریف چو منی بر ساخته مجلسی برسم چمنی جام می و شمع و نقل و مطرب…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۳
امشب که فتادهای به چنگال رهی بسیار طپی ولیک دشوار رهی والله نرهی ز بندهای سرو سهی تا سینه به…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۲
امشب برو ای خواب اگر بنشینی از آتش دل سزای سبلت بینی ای عقل برو که تو سخن میچینی وی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۱
امروز مرا سخت پریشان کردی پوشیدهٔ خویش را تو عریان کردی من دوش حریف تو نگشتم از خواب خوردی و…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۸۰
افتاد مرا با لب او گفتاری گفتم که ز من سیر شدی گفت آری گفتا بده آن چیز که جیم…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۷۹
اسرار شنو ز طوطی ربانی طوطی بچهای زبان طوطی دانی در مرغ و قفس خیره چرا میمانی بشکن قفس ای…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۷۸
استاد مرا بگفتم اندر مستی کگاهم کن ز نیستی و هستی او داد مرا جواب و گفتا که برو گر…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۷۷
از کم خوردن زیرک و هشیار شوی وز پرخوردن ابله و بیکار شوی پرخواری تو جمله ز پرخواری تست کمخوار…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۷۶
از گل قفس هدهد جانها تو کنی از خاک سیه شکرفشانها تو کنی آن را که تو سرمهاش کشیدی او…
بیشتر بخوانید »