مولوی
-
رباعی شمارهٔ ۱۷۳۵
ای دوست بهر سخن در جنگ زنی صد تیر جفا بر من دلتنگ زنی در چشم تو من مسم دگر…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۷۳۴
ای دوست به حق آنکه جان را جانی چون نامهٔ من رسد به تو برخوانی از بوالعجبی نامهٔ من ندرانی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۷۳۳
ای دل چه حدیث ماجرا میجوئی من با توام ای دل تو کرا میجوئی ور زانکه ندیدهای کرا میجوئی ور…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۷۳۲
ای دل چو وصال یار دیدی حالی در پای غمش بمیر تا کی نالی شرطست چو آفتاب رخ بنماید گر…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۷۳۱
ای دل چو به صدق از تو نیاید کاری باری میکن به مفلسی اقراری اینک در او دست به دریوزه…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۷۳۰
ای دل تو و درد او اگر خود مردی جان بندهٔ تست اگر تو صاحب دردی صد دولت صاف را…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۷۲۹
ای دل تو دمی مطیع سبحان نشدی وز کار بدت هیچ پشیمان نشدی صوفی و فقیه و زاهد و دانشمند…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۷۲۸
ای دل تو بدین مفلسی و رسوائی انصاف بده که عشق را چون سائی عشق آتش تیز است و ترا…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۷۲۷
ای دل تو اگر هزار دلبر داری شرط آن نبود که دل ز ما برداری گر دل داری که دل…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۷۲۶
ای دشمن جان و جان شیرین که توئی نور موسی و طور سینین که توئی وی دوست که زهره نیست…
بیشتر بخوانید »