مولوی
-
رباعی شمارهٔ ۱۶۵
امروز مهم دست زنان آمده است پیدا و نهان چو نقش جان آمده است مست و خوش و شنگ و…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۴
امروز من و جام صبوحی در دست میافتم و میخیزم و میگردم مست با سرو بلند خویش من مستم و…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۳
امروز در این خانه کسی رقصانست که کل کمال پیش او نقصانست ور در تو ز انکار رگی جنبانست آنماه…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۲
امروز چه روز است که خورشید دوتاست امروز ز روزها برونست و جداست از چرخ بخاکیان نثار است و صداست…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۱
افکند مرا دلم به غوغا و گریخت جان آمد و هم از سر سودا و گریخت آن زهرهٔ بیزهره چو…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۶۰
افغان کردم بر آن فغانم میسوخت خامش کردم چو خامشانم میسوخت از جمله کرانهها برون کرد مرا رفتم به میان…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۵۹
العین لفقدکم کثیرالعبرات والقلب لذکرکم کثیرالحسرات هل یرجع من زماننا ما قدفات هیهات و هل فات زمان هیهات
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۵۸
از نوح سفینه ایست میراث نجات گردان و روان میانهٔ بحر حیات اندر دل از آن بحر برسته است نبات…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۵۷
از کفر و ز اسلام برون صحرائیست ما را به میان آن فضا سودائیست عارف چو بدان رسید سر را…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۱۵۶
از عهد مگو که او نه بر پای منست چون زلف تو عهد من شکن در شکن است زان بند…
بیشتر بخوانید »