مولوی
-
رباعی شمارهٔ ۲۱۵
این من نه منم آنکه منم گوئی کیست گویا نه منم در دهنم گوئی کیست من پیرهنی بیش نیم سر…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۱۴
این مستی من ز بادهٔ حمرا نیست وین باده بجز در قدح سودا نیست تو آمدهای که بادهٔ من ریزی…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۱۳
این گرمابه که خانهٔ دیوانست خلوتگه و آرامگه شیطانست دروی پریی، پری رخی پنهانست پس کفر یقین کمینگه ایمانست
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۱۲
این فصل بهار نیست فصلی دگر است مخموری هر چشم ز وصلی دگر است هرچند که جمله شاخها رقصانند جنبیدن…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۱۱
این فتنه که اندر دل تنگ است ز چیست وین عشق که قد از او چو چنگست ز چیست وین…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۱۰
این غمزه که میرنی ز نوری دگر است و اندیشه که میکنی عبوری دگر است هر چند دهن زدن ز…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۰۹
این عشق شهست و رایتش پیدا نیست قرآن حقست و آیتش پیدا نیست هر عاشق از این صیاد تیری خورده…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۰۸
این شکل سفالین تنم جام دلست و اندیشهٔ پختهام می خام دلست این دانهٔ دانش همگی دام دلست این من…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۰۷
این سینهٔ پرمشغله از مکتب اوست و امروز که بیمار شدم از تب اوست پرهیز کنم ز هرچه فرمود طبیب…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۲۰۶
این جو که تراست هر کسی جویان نیست هر چرخ ز آب جوی تو گردان نیست هرکس نکشد کمان کمان…
بیشتر بخوانید »