مولوی
-
رباعی شمارهٔ ۶۰۵
تا در دل من عشق تو اندوخته شد جز عشق تو هر چه داشتم سوخته شد عقل و سبق و…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۶۰۴
تا تو بخودی ترا به خود ره ندهد چون مست شدی ز دیده بیرون نجهند چون پاک آئی ز هر…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۶۰۳
تا بنده ز خود فانی مطلق نشود توحید به نزد او محقق نشود توحید حلول نیست نابودن تست ورنه به…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۶۰۲
تا با غم عشق تو مرا کار افتاد بیچاره دلم در غم بسیار افتاد بسیار فتاده بود اندر غم عشق…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۶۰۱
بییاری تو دل بسوی یار نشد تا لطف غمت ندیده غمخوار نشد هرچیز که بسیار شود خار شود غمهای تو…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۶۰۰
پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد جان و دل عاشقان ز تو شادان باد آنکس که ترا بیند و…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۵۹۹
بیمن به زبان من سخن میآید من بیخبرم از آنکه میفرماید زهر و شکر آرزوی من میآید ز آینده که…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۵۹۸
بیمارم و غم در امتحانم دارد اما غم او تر و جوانم دارد این طرفه نگر که هرچه در رنجوری…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۵۹۷
بیعشق نشاط و طرب افزون نشود بیعشق وجود خوب و موزون نشود صد قطره ز ابر اگر به دریا بارد…
بیشتر بخوانید » -
رباعی شمارهٔ ۵۹۶
بیزارم از آن لعل که پیروزه بود بیزارم از آن عشق که سه روزه بود بیزارم از آن ملک که…
بیشتر بخوانید »