مثنوی معنوی
-
بخش ۱۲ – داستان آن پادشاه جهود کی نصرانیان را میکشت از بهر تعصب
بود شاهی در جهودان ظلمساز دشمن عیسی و نصرانی گداز عهد عیسی بود و نوبت آن او جان موسی او…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۱ – حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان
بود بقالی و وی را طوطیی خوشنوایی سبز و گویا طوطیی بر دکان بودی نگهبان دکان نکته گفتی با همه…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۰ – بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تامل فاسد
کشتن آن مرد بر دست حکیم نه پی اومید بود و نه ز بیم او نکشتش از برای طبع شاه…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۹ – فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگر
شه فرستاد آن طرف یک دو رسول حاذقان و کافیان بس عدول تا سمرقند آمدند آن دو امیر پیش آن…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۸ – دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاه
بعد از آن برخاست و عزم شاه کرد شاه را زان شمهای آگاه کرد گفت تدبیر آن بود کان مرد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷ – خلوت طلبیدن آن ولی از پادشاه جهت دریافتن رنج کنیزک
گفت ای شه خلوتی کن خانه را دور کن هم خویش و هم بیگانه را کس ندارد گوش در دهلیزها…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۶ – بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند
قصهٔ رنجور و رنجوری بخواند بعد از آن در پیش رنجورش نشاند رنگ روی و نبض و قاروره بدید هم…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۵ – ملاقات پادشاه با آن ولی که در خوابش نمودند
دست بگشاد و کنارانش گرفت همچو عشق اندر دل و جانش گرفت دست و پیشانیش بوسیدن گرفت وز مقام و…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۴ – از خداوند ولیالتوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بیادبی
از خدا جوییم توفیق ادب بیادب محروم گشت از لطف رب بیادب تنها نه خود را داشت بد بلک آتش…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۳ – ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجهٔ کنیزک و روی آوردن پادشاه به درگاه اله و در خواب دیدن او ولیی را
شه چو عجز آن حکیمان را بدید پا برهنه جانب مسجد دوید رفت در مسجد سوی محراب شد سجدهگاه از…
بیشتر بخوانید »