مثنوی معنوی
-
بخش ۲۰ – ملامت کردن مردم شخصی را کی مادرش را کشت به تهمت
آن یکی از خشم مادر را بکشت هم به زخم خنجر و هم زخم مشت آن یکی گفتش که از…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۹ – مثل
آن غریبی خانه میجست از شتاب دوستی بردش سوی خانهٔ خراب گفت او این را اگر سقفی بدی پهلوی من…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۸ – تتمهٔ قصهٔ مفلس
گفت قاضی مفلسی را وا نما گفت اینک اهل زندانت گوا گفت ایشان متهم باشند چون میگریزند از تو میگریند…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۷ – شکایت کردن اهل زندان پیش وکیل قاضی از دست آن مفلس
با وکیل قاضی ادراکمند اهل زندان در شکایت آمدند که سلام ما به قاضی بر کنون بازگو آزار ما زین…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۶ – تعریف کردن منادیان قاضی مفلس را گرد شهر
بود شخصی مفلسی بی خان و مان مانده در زندان و بند بی امان لقمهٔ زندانیان خوردی گزاف بر دل…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۵ – فروختن صوفیان بهیمهٔ مسافر را جهت سماع
صوفیی در خانقاه از ره رسید مرکب خود برد و در آخر کشید آبکش داد و علف از دست خویش…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۴ – خاریدن روستایی در تاریکی شیر را بظن آنک گاو اوست
روستایی گاو در آخر ببست شیر گاوش خورد و بر جایش نشست روستایی شد در آخر سوی گاو گاو را…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۳ – تمامی قصهٔ زنده شدن استخوانها به دعای عیسی علیه السلام
خواند عیسی نام حق بر استخوان از برای التماس آن جوان حکم یزدان از پی آن خام مرد صورت آن…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۲ – ترسانیدن شخصی زاهدی را کی کم گری تا کور نشوی
زاهدی را گفت یاری در عمل کم گری تا چشم را ناید خلل گفت زاهد از دو بیرون نیست حال…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱۱ – حلوا خریدن شیخ احمد خضرویه جهت غریمان بالهام حق تعالی
بود شیخی دایما او وامدار از جوامردی که بود آن نامدار ده هزاران وام کردی از مهان خرج کردی بر…
بیشتر بخوانید »