مثنوی معنوی
-
بخش ۷۷ – اعتراض کردن معترضی بر رسول علیهالسلام بر امیر کردن آن هذیلی
چون پیمبر سروری کرد از هذیل از برای لشکر منصور خیل بوالفضولی از حسد طاقت نداشت اعتراض و لانسلم بر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۶ – امیر کردن رسول علیهالسلام جوان هذیلی را بر سریهای کی در آن پیران و جنگ آزمودگان بودند
یک سریه میفرستادش رسول به هر جنگ کافر و دفع فضول یک جوانی را گزید او از هذیل میر لشکر…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۵ – قصهٔ آنک کسی به کسی مشورت میکرد گفتش مشورت با دیگری کن کی من عدوی توم
مشورت میکرد شخصی با کسی کز تردد وا ردهد وز محبسی گفت ای خوشنام غیر من بجو ماجرای مشورت با…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۴ – رقعهٔ دیگر نوشتن آن غلام پیش شاه چون جواب آن رقعهٔ اول نیافت
نامهٔ دیگر نوشت آن بدگمان پر ز تشنیع و نفیر و پر فغان که یکی رقعه نبشتم پیش شه ای…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۳ – شنیدن شیخ ابوالحسن رضی الله عنه خبر دادن ابویزید را و بود او و احوال او
همچنان آمد که او فرموده بود بوالحسن از مردمان آن را شنود که حسن باشد مرید و امتم درس گیرد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۲ – کژ وزیدن باد بر سلیمان علیهالسلام به سبب زلت او
باد بر تخت سلیمان رفت کژ پس سلیمان گفت بادا کژ مغژ باد هم گفت ای سیلمان کژ مرو ور…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۱ – آشفتن آن غلام از نارسیدن جواب رقعه از قبل پادشاه
این بیابان خود ندارد پا و سر بیجواب نامه خستست آن پسر کای عجب چونم نداد آن شه جواب با…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۷۰ – نقصان اجرای جان و دل صوفی از طعام الله
صوفیی از فقر چون در غم شود عین فقرش دایه و مطعم شود زانک جنت از مکاره رسته است رحم…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۶۹ – قول رسول صلی الله علیه و سلم انی لاجد نفس الرحمن من قبل الیمن
گفت زین سو بوی یاری میرسد کاندرین ده شهریاری میرسد بعد چندین سال میزاید شهی میزند بر آسمانها خرگهی رویش…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۶۸ – مژده دادن ابویزید از زادن ابوالحسن خرقانی قدس الله روحهما پیش از سالها و نشان صورت او سیرت او یک به یک و نوشتن تاریخنویسان آن در جهت رصد
آن شنیدی داستان بایزید که ز حال بوالحسن پیشین چه دید روزی آن سلطان تقوی میگذشت با مریدان جانب صحرا…
بیشتر بخوانید »