پادشاهی شاپور ذوالاکتاف

  • بخش ۶

    چنین تا برآمد برین چندگاه به ایران پراگنده گشته سپاه به روم آنک شاپور را داشتی شب و روز تنهاش…

    بیشتر بخوانید »
  • بخش ۵

    چنان بد که یک روز با تاج و گنج همی داشت از بودنی دل به رنج ز تیره شب اندر…

    بیشتر بخوانید »
  • بخش ۳

    به شبگیر شاپور یل برنشست همی رفت جوشان کمانی به دست سیه جوشن خسروی در برش درفشان درفش سیه بر…

    بیشتر بخوانید »
  • بخش ۴

    ز خاور چو خورشید بنمود تاج گل زرد شد بر زمین رنگ ساج ز گنجور دستور بستد کلید خورش خانه…

    بیشتر بخوانید »
  • بخش ۲

    چو یک چند بگذشت بر شاه روز فروزنده شد تاج گیتی فروز ز غسانیان طایر شیردل که دادی فلک را…

    بیشتر بخوانید »
  • بخش ۱

    به شاهی برو آفرین خواندند همه مهتران گوهر افشاندند یکی موبدی بود شهرو به نام خردمند و شایسته و شادکام…

    بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا