فردوسی
-
بخش ۵
ازان کار پر درد شد گرگسار کجا زنده شد مرده اسفندیار سراپرده زد بر لب آن شاه همه خیمهها گردش…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۳
غم آمد همه بهرهٔ گرگسار ز گرگان جنگی و اسفندیار یکی خوان زرین بیاراستند خورشها بخوردند و می خواستند بفرمود…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۱ – داستان هفتخوان اسفندیار
کنون زین سپس هفتخوان آورم سخنهای نغز و جوان آورم اگر بخت یکباره یاری کند برو طبع من کامگاری کند…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲
سخن گوی دهقان چو بنهاد خوان یکی داستان راند از هفتخوان ز رویین دژ و کار اسفندیار ز راه و…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۳۳
ازان پس بیامد به پردهسرای ز هرگونه انداخت با شاه رای ز لهراسپ وز کین فرشیدورد ازان نامداران روز نبرد…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۳۲
برآمد بران تند بالا فراز چو روی پدر دید بردش نماز پدر داغ دل بود بر پای جست ببوسید و…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۳۱
چو شب شد چو آهرمن کینهخواه خروش جرس خاست از بارگاه بران بارهٔ پهلوی برنشست یکی تیغ هندی گرفته به…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۳۰
یکی مایهور پور اسفندیار که نوش آذرش خواندی شهریار بران بام دژ بود و چشمش به راه بدان تا کی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۹
سرانجام گشتاسپ بنمود پشت بدانگه که شد روزگارش درشت پس اندر دو منزل همی تاختند مر او را گرفتن همی…
بیشتر بخوانید » -
بخش ۲۸
زنی بود گشتاسپ را هوشمند خردمند وز بد زبانش به بند ز آخر چمان بارهای برنشست به کردار ترکان میان…
بیشتر بخوانید »