نی من منم و نی تو توئی نی تو منی هم من منم و هم تو توئی و هم تو…
بیشتر بخوانید »نی گفت که پای من به گل بود بسی ناگاه بریدند سرم در هوسی نه زخم گران بخوردم از دست…
بیشتر بخوانید »نومید نیم گرچه ز من ببریدی یا بر سر من یار دگر بگزیدی تا جان دارم غم تو خواهم خوردن…
بیشتر بخوانید »نقاش رخت اگر نه یزدان بودی استاد تو در نقش تو حیران بودی داغ مهرت اگر نه در جان بودی…
بیشتر بخوانید »ناخوانده به هرجا که روی غم باشی ور خوانده روی تو محرم آن دم باشی تا کافر را خدا نخواند…
بیشتر بخوانید »میفرماید خدا که ای هرجائی از عام ببر که خاص آن مائی با ما خو کن که عاقبت آن دلدار…
بیشتر بخوانید »میدان و مگو تا نشود رسوائی زیبائی مرد هست در تنهائی گفتا که چه حاجتست اینجا ملکی است کو موی…
بیشتر بخوانید »مهمان دو دیده شد خیالت گذری در دیده وطن ساخت ز نیکو گهری ساقی خیال شد دو دیده میگفت مهمان…
بیشتر بخوانید »مه دوش به بالین تو آمد به سرای گفتم که ز غیرتش بکوبم سر و پای مه کیست که او…
بیشتر بخوانید »من من نیم و اگر دمی من منمی این عالم چو ذره بر هم زنمی گر آن منمی که دل…
بیشتر بخوانید »
